اهداف برنامه ریزی
هدفهاي درسي شامل تغييراتي است كه انتظار ميرود فراگرد آوپ در كردار، پندار و گفتار فراگير ايجاد كند و به لحاظ بعد زماني اين هدفها كوتاهمدت (1 تا 5 سال) ميانمدت(5 تا 10 سال) و بلندمدت(10 الي 20 و گاهاً بيشتر) طول ميكشد. به لحاظ بعد اختيار توسط برنامهريزان درسي تدوين ميشوند اما همه كساني كه در فرهنگ اجتماع وارد ميشوند در آن مشاركت دارند، زيرا منشاء هدفهاي درسي آرمانهاي آوپ است.
اگر هدف برنامهريزي فقط پيشبيني آينده باشد فعاليتي آيندهنگر است اگر هدف برنامهريزي ساختن و شكل دادن به آينده باشد فعاليتي آيندهساز است و چنانچه برنامهريزي انتخاب كردن بين اشكال مختلف باشد برنامهريزي فعاليتي آيندهگزين است.(يحيي فيوضات، تهران، انتشارات آگاه)
نقش هدفها: هدفها سه نقش دارند كه عبارتند از: 1
- معرف سازمان بوده و موجوديت آن را توجيه ميكند.
2- فعاليتها را همانگ ميكند
3- به تهيه و تدارك ملاكهاي اوليه ارزشيابي و كنترل عملكرد فردي و سازمان كمك ميكند. درباب هدفها توجه به ملاكهايي حائز اهميت ميباشد
منجمله:
1- هدفها بايد برحسب كميت، كيفيت، زمان و هزينه سنجشپذير باشد.
2- هدفها بايد در مدت زمان معيني دستيافتني باشد
3- هدفها بايد به وسيله كاركنان سازمان پذيرفتني باشند.
4- هدف بايد خواندني و توافق داشته باشند.
5- در هدفها بايد هزينه فرصت يا عدم النفع لحاظ شده باشد. آنچه مسلم است اين است كه هميشه امكان وصول به هدفها وجود ندارد. بر همين اساس است كه اتزيوني معتقد است اكثر سازمانها در اكثر موارد به طور كامل به هدفهاي خود نائل نميشوند و اثربخشي اندك را از جمله ويژگيهاي كلي سازمان قلمداد ميكند.(محمد كاظمي، مقداد كرمي، با راهنمايي نادرقلي قورچيان، 1387)
معرفي الگوي تايلر در تدوين هدف: يكي از متداولترين روشهاي تدوين هدف كه به گونهاي سيستمي و منظم گامها و عناصر فرايند تدوين هدف را مشخص ميكند طرح هفت مرحلهاي تايلر ميباشد. در اين طرح سه منبع اطلاعاتي وجود دارند كه عبارتانداز: دانشآموز، جامعه و نظريه متخصصان موضوع درسي.
براساس تحليل اين سه منبع اطلاعاتي، هدفهاي كلي يا غايتهاي پرورشي موقت بدست ميآيد. براي ايجاد هماهنگي بيشتر بين غايتها و تناقضها اهداف كلي از دو ملاك يا فيلتر فلسفه آوپ و روانشناسي پرورشي ميگذرد. حاصل اين فرايند هدفهاي كلي يا غايتهاي پرورشي پذيرفته شده ميباشد
هدفهاي آ.پ چگونه تعيين ميشوند؟ طرفداران آوپ پيشرفته كودك را اصيل ميدانند و مطالعات روي كودك براي كشف علاقههاي آنان را منبع اصلي تعيين هدفهاي آوپ ميدانند. ماهيتگرايان معتقدند هدفهاي آوپ اساساً يادگيري (آموزشي) اصولي است كه از ميراث فرهنگي گذشته انتخاب شدهاند. جامعهشناسان معتقدند اطلاعاتي كه در نتيجه تجزيه و تحليل مسائل جامعه فعلي حاصل ميشود منبع اصلي انتخاب هدفهاي آوپ است. بر همين اساس بايد مشكلات جامعه كنوني از پيش مشخص و براساس آن مشكلات هدفهاي آوپ پيشبيني و تعيين شود تا بتوانند معلومات، مهارتها و نگرشهاي لازم را براي مقابله با مشكلات جامعه در يادگيرندگان بوجود آوردند. فيلسوفان تربيتي عقيده دارند ارزشهاي اساسي زندگي به واسطه آوپ از نسلي به نسل ديگر از طريق مدرسه انتقال مييابد. فلسفه آوپ منبع اصلي انتخاب هدفها از نظر فيلسوفان تربيتي است.(علي تقيپور ظهير، 1376)
نظريه تعيين هدف: اين نظريه حاصل مطالعات ادوين لاك ميباشد. تئوري مزبور بنيانگذار اين است كه قصد و اراده فرد يا سازمان را كه به صورت هدف تعيين ميشود ميتوان به عنوان منبع اصلي انگيزش به حساب آورد. هدفهاي خاص به عملكرد بالا ميانجامد. بنابراين نظريه ميتوان گفت: داشتن هدف روشن و از پيش تعيين شده، هدايتگر رفتار انسانهاست و موجب افزايش انگيزش و انرژي كار آنها ميشود.
تغيير هدفها: تغيير هدفها در نتيجه كار و تجربه با هدفها و تحت تاثير عوامل و نيروهاي داخلي و خارجي سازمان صورت ميگيرد. تغيير هدف تحت تاثير نيروهاي داخلي سازمان، نتيجه تجربه با هدفهاي جاري سازمان است. اين تجربه هر اندازه موفقيتآميز باشد احتمال بالا بودن سطح هدفها بيشتر است و برعكس. (مورهد و گريفين،ترجمه الواني و معمارزاده، 1384)
كرات ولوين(1907) از نظر برنامهريزي و مواد درسي و سنجش و ارزشيابي آموزشي سه سطح براي هدفهاي آوپ مشخص ساختهاند: 1- سطح ملي 2- سطح دورههاي آموزشي 3- سطح درسي
هدفهاي آ.پ از نظر برنامهريزي: آرمانهاي جهاني آ.پ- آرمانهاي ملي آ.پ- رسالت و ماموريت سيستم آ.پ- وظايف پاره سيستمهاي آ.پ- مقاصد اجرايي آ.پ- هدفهاي درسي
مقدمه:
برنامهريزي درسي يك عامل راهبردي است براي رسيدن به اهداف آموزشي و هدف: نتيجهي مطلوبي است كه رفتار در جهت آن هدايت ميشود. هدفها اركان برنامهاند و مبنا و اساس كار را تشكيل ميدهند.(رالف . و . تايلر؛ ترجمه تقيپور ظهير، تهران، 1376)
اگر قرار است برنامه آموزشي طرحريزي شود و اگر بايد كوششهايي براي اصلاح و بهبود مستمر انجام گيرد مشخص بودن هدفهاي آموزش و پرورش بسيار ضرورت دارد اين آرمانها و هدفهاي آموزش و پرورش معيارهايي هستند براي انتخاب دروس، محتواي آنها، تنظيم روشهاي آموزش و تهيه آزمون و وسايل ارزشيابي.
درحقيقت، كليه قسمتهاي مختلف برنامه درسي وسايل رسيدن به مقاصد آموزش و پرورش هستند. از اينرو براي مطالعه برنامههاي درسي بهطور منظم و آگاهانه، ابتدا بايد اطمينان حاصل شود كه هدفهاي آموزش و پرورش تعيين و مشخص شدهاند.(اعضاي هيئت علمي سنجش تكميلي، 1388)
هدفهاي درسي
هدفهاي درسي شامل تغييراتي است كه انتظار ميرود فراگرد آموزش و پرورش در كردار و گفتار و پندار فراگير ايجاد كند. به لحاظ بُعد زماني اين هدفها، كوتاه مدت، ميان مدت و بلند مدت بهشمار ميروند.
برنامههاي كوتاهمدت از 1 تا 5 سال طول ميكشد، برنامههاي ميان مدت از 5 تا 10 سال و برنامههاي بلندمدت از 10 الي 20 سال و گاه بيشتر طول ميكشد.
به لحاظ بُعد اختيار، توسط برنامهريزان درسي تدوين ميشود ولي همه كساني كه در فرهنگ اجتماع وارد ميشوند در آن مشاركت دارند، زيرا منشاء هدفهاي درسي، آرمانهاي آموزش و پرورش است.
هدفهاي درسي به لحاظ سيستمي فرآورده يا بازداد آموزش و پرورش محسوب ميشوند.
در بحث هدفهاي آموزش و پرورش طبقهبندي بلوم است كه اهداف آموزشي و درسي را به سه حيطه شناختي، رواني، حركتي و عاطفي تقسيم كرده است.
به هر صورت اهداف برنامهريزي بايد انعطافپذير تدوين شود زيرا نيازهاي افراد و جامعه ثابت و يكسان باقي نميماند.
اگر هدف برنامهريزي فقط پيشبيني آينده باشد در اين صورت فعاليتي آيندهنگر است. اگر هدف برنامهريزي، ساختن و شكل دادن به آينده باشد فعاليتي آيندهساز است و چنانچه هدف برنامهريزي انتخاب كردن بين اشكال مختلف باشد برنامهريزي فعاليتي آيندهگزين است.(يحيي فيوضات، تهران، انتشارات آگاه)
نقش هدفها
گام اول برنامهريزي، هدفگذاري است. هدفها سه نقش دارند كه عبارتند از: 1- معرف سازمان بوده موجوديت آن را توجيه ميكنند. 2- فعاليتها را هماهنگ ميكنند 3- به تهيه و
تدارك ملاكهاي اوليه ارزشيابي و كنترل عملكرد فردي و سازمان كمك ميكنند. هدفها را نبايد رهنمودهاي ايستا و غيرقابل انعطاف قلمداد كرد. هدفها پويا و تغييرپذيرند تغيير هدفها درنتيجه كار و تجربه و تحت تأثير عوامل و نيروهاي داخلي و خارجي صورت ميگيرد.
درباب هدفها توجه به ملاكهايي حائز اهميت ميباشد، منجمله: 1- هدفها بايد برحسب كميت و كيفيت، زمان و هزينه سنجشپذير باشد 2- هدفها بايد درمدت زمان معيني دستيافتني باشد 3- هدفها بايد بهوسيلهي كاركنان سازمان پذيرفتني باشد 4- هدفها بايد خواندني و توافق داشته باشند 5- در هدفها بايد هزينه فرصت يا عدمالنفع لحاظ شده باشد.
آنچه مسلم است اين است كه هميشه امكان وصول به اهداف وجود ندارند. به همين اساس است كه اتزيوني معتقد است اكثر سازمانها در اكثر موارد بهطور كامل به هدفهاي خود نائل نميشوند و اثربخشي اندكي را از جمله ويژگيهاي كلي سازمانها قلمداد ميكند.(محمد كاظمي، مقداد كرمي، با راهنمايي نادر قلي قورچيان، 1387)
تعيين هدفهاي برنامه درسي
مشخص بودن هدفهاي آموزش و پرورش بسيار اهميت دراد. ضرورت تدوين هدفها وقتي بارزتر ميشود كه حاصل فرايند هدفگذاري را تحليل كنيم. وقتي هدفها به هدفهاي رفتاري تبديل ميشوند از جمله مهمترين ملاكهاي انتخاب محتوا بهشمار ميرود. اصولاً هدفها را ملاكهاي انتخاب محتوا و تنظيم روشهاي آموزش و تدارك وسايل اندازهگيري ميدانند. هدفها مقاصدي هستند كه كليه قسمتهاي برنامه درسي در جهت آن درحال حركت است.
معرفي الگوي تايلر در تدوين هدف
يكي از متداولترين روشهاي تدوين هدف كه بهگونهاي منظم و سيستمي گامها و عناصر فرايند تدوين هدف را مشخص ميكند طرح هفت مرحلهاي تايلر ميباشد. در اين طرح سه منبع اطلاعاتي وجود دارد كه به ترتيب عبارتند از: دانشآموز، جامعه و نظريه متخصصان موضوع درسي.
براساس تحليل اين سه منبع اطلاعاتي، هدفهاي كلي يا غايتهاي پرورشي موقت بهدست ميآيد.
براي ايجاد هماهنگي بيشتر هماهنگي بيشتر بين غايتها و حذف تناقضها اهداف كلي از دو ملاك يا فيلتر فلسفه آموزش و پرورش و روانشناسي پرورشي ميگذرد. حاصل اين فرايند هدفهاي كلي يا غايتهاي پرورشي پذيرفته شده ميباشد.(اعضاي هيئت علمي سنجش تكميلي، 1388)
حال به تحليل تكتك عناصر فوق ميپردازيم:
1- نياز دانشآموزان(اولين منبع اطلاعاتي): ضرورت دانشآموز محور بودن فرايند تعليم و تربيت امروزه مورد پذيرش بسياري از صاحبنظران تعليم و تربيت ميباشد. دانشآموز نخستين منبعي است كه بايد بررسي جامعي از وضع رواني و جسماني عاطفي و... بهعمل آيد، تا نيازهاي همهجانبهي او مشخص شود. مطالعه احتياجات كودك از يك طرف موجب شناخت نيازهاي او ميشود و از طرف ديگر سبب مشخص شدن نقش مدرسه در تأمين نيازهاي فراگيران ميگردد، ضمن اينكه مشاركت آنها را نيز درپي خواهد داشت. اگر برنامهها و ساير فعاليتهاي مدرسه باتوجه به رغبتهاي دانشآموزان تنظيم شود، دانشآموزان بهطور مثال در فرايند يادگيري شركت جسته و درنتيجه نه تنها بهتر و آسانتر ياد ميگيرد بلكه ميآموزند كه چگونه خود را با شرايط مدرسه وفق دهند. منظور از مطالعه يادگيرندگان تعيين تغييرات لازم در الگوي نوع رفتارهاي يادگيرندگان ميباشد. كوشش مدرسه بايد بهويژه به كمبودهاي كنوني دانشآموزان كه رشد و بالندگي او را مسدود كرده است متمركز شود. براين اساس ضرورت شناخت نيازهاي تربيتي يادگيرنده كه اساس تعيين هدفهاي آموزش و پرورش ميباشد بسيار حائز اهميت است.
نياز: اختلاف بين وضع موجود و وضع مطلوب است.
نياز: تنشهايي هستند كه در اثر برخورد تعادل بهوجود ميآيد.
مازلو در بحث نيازها طبقهبندي بسيار مدون و معروفي دارد كه عبارتند از:
نيازهاي جسماني: شامل نياز به آب، غذا، خواب، حرارت مناسب و ...
نياز به امنيت و ايمني: شامل نياز به داشتن محيطي امن و دور از تهديد، بيمه و...
نياز به بخشش و تعلق: نياز به ايجاد روابط متقابل با ديگران و دوست داشتن و...
نياز به عزتنفس يا احترام به خود: نياز به احساس توفيق، احساس شايستگي
نياز به خودشكوفايي- تحقق ذات: رسيدن به آنچه كه فرد در آن حداكثر توان به استعداد را داراست.
2- نيازهاي جامعه(دومين منبع اطلاعاتي): درنظر گرفتن نيازهاي جامعه در تدوين هدفها و برنامههاي پرورشي سبب ميشود كه برنامه درسي با تغييرات اجتماعي هماهنگ شود و مطالب و هدفهايي كه با شرايط زندگي اجتماعي پرورش يابندگان منطبق باشد در برنامه گنجانده شود.
مدرسه نه تنها بايد نسلي تربيت كند كه هم به مسائلي زندگي خودآگاهي داشته و هم داراي مهارتهاي لازم براي مقابله با آنها باشد، همچنين بايد نسلي آيندهدار بار آورد كه با پيشبيني مشكلات احتمالي زندگي آينده، خود را براي زيستن در جهان متغير تجهيز كند. توجه داشته باشيد كه اگر بين شرايط زندگي و شرايط يادگيري شباهتهايي وجود دارد اما دانشآموزان زماني ميتوانند شرايط زندگي و يادگيري ارتباط برقرار كنند كه:1- شرايط يادگيري و زندگي در بيشتر موارد يكسان باشد، 2- دانشآموزان به كاربرد آنچه در مدرسه ياد گرفتهاند در زندگي خارج از مدرسه عملاً آشنا شده و ممارست كنند. هماهنگ كردن زندگي با شرايط يادگيري مستلزم شناخت جامعه است و از طرف ديگر دانشآموز آن دسته از يادگيريهاي خود را ميتواند در جامعه تمرين كند كه برخاسته شده از نيازهاي جامعه باشد.
وظيفه اساسي آموزش و پرورش آماده كردن جوانان براي مواجه با آينده ناشناخته با هوشياري و اعتماد كامل است كه شناخت اين عوامل و پنج مورد نامبرده شده در فوق نياز به شناسايي و تحليل جامعه دارد.
1- اطلاعات دربارهي ارزشهاي اساسي، عقايد و جهانبيني، فلسفه مشترك درباره ممانعتهاي محلي، قومي و عواملي كه جوانان را نسبت به ارزشهاي جامعه بيگانه ميسازد.
2- اطلاعات در رابطه با انتقادات مردم از مدرسه.
3- اطلاعات درباره ساختوساز نظرهاي سياسي و چگونگي كنترل عقايد عمومي و چگونگي فراهم نمودن رشد زندگي اجتماعي، اقتصادي و سياسي.
لازم به يادآوري است كه تحليل نيازهاي يادگيرندگان و جامعه كه از جمله عناصر اصلي برنامهريزي ميباشد پايه و اساس تعيين هدفهاي آموزش و پرورش و هدفهاي عيني و رفتاري محسوب ميشود.
3- نظر متخصصان موضوع درسي(سومين منبع اطلاعاتي): وقتي كه اطلاعات و نيازهاي يادگيرندگان و جامعه به دست آمد نياز به افراد معتبر و با صلاحيتي است كه بتوانند هدفهاي مهم پرورشي را تشخيص دهند. به قول تايلر: متخصصان درسي و افراد مطلع در رشتههاي مختلف دانش بشري كه كتابهاي مدارس و دانشگاهها را مينويسند معمولترين منبع
تعيين هدفهاي آموزش و پرورش محسوب ميشوند. زيرا كتابهاي درسي وقتي مواد درسي كه براي تدريس آمده تنظيم ميشوند منعكسكنندهي نظريات و تصورات آنها از همين هدفها ميباشد. بيشتر مردم استفاده از نظر متخصصان موضوع درسي را بهعنوان منبعي براي تعيين هدفهاي آموزش و پرورش نميپذيرند چرا كه معتقدند اين هدفها خيلي فني و تخصصياند و براي دانشآموزان مناسب نيستند. اما دستاوردهاي زيادي بيانگر اين نكته است كه متخصصان موضوع درسي و تدوين اهداف مناسب و متسلسل بسيار مؤثرند.
تحليل اطلاعات بهدست آمده از سه منبع اطلاعاتي و چرايي كاربست دو ملاك فلسفه پرورشي و روانشناسي يادگيري در تدوين اهداف:
براساس تحليل سه منبع يادگيرندگان، جامعه و نظر متخصصان موضوع درسي تعداد زيادي اهداف آموزشي بدست ميآيد. اين اهداف كه كلياند و موقتي، بهدليل ناهمگون بودن و وجود برخي از تناقضها نياز به دوصافي فلسفه آموزش و پرورش و روانشناسي يادگيري است.
نخستين صافي مورد استفاده فلسفه است چهبسا اتفاق ميافتد كه اهداف مبتني بر تحليل نيازهاي يادگيرندگان و جامعه و متخصصان موضوعات درسي يا فلسفه آموزش و پرورش و فلسفه اجتماعي مغايرت داشته باشد كه در اين صورت بايد كنار گذاشته شود.
فلسفه آموزش و پرورش و فلسفه اجتماعي از يك طرف ماهيت زندگي خوب و جامعه خوب را تعريف ميكند و از طرف ديگر رئوس ارزشهايي را كه براي زندگي مؤثر است را ترسيم ميكند. قضاوت دربارهي ارزشهاي جامعه به فلسفه اجتماع و فلسفه آموزش و پرورش بستگي دارد.
از طريق روانشناسي يادگيري قادر خواهيم بود تا تغييرات رفتاري را كه فراگرد يادگيري حاصل خواهد شد را تشخيص دهيم و از تغييرات رفتاري غيرممكن صرفنظر كنيم.
بنابراين روانشناسي يادگيري دانشي را فراهم ميكند كه ميزان توقع و انتظار تهيهكنندگان اهداف را با تواناييهاي فراگيران منطبق كند و شرايط مورد نياز براي يادگيري بعضي از مطالب، تحقق انواع خاصي از اهداف از جمله ديگر كاركردهاي روانشناسي يادگيري در غربال اهداف ناهمگن و متناقض ميباشد.
پس از تهيه هدفهاي كلي و موقتي از منابع اطلاعاتي اوليه و گذران آنها از غربال فلسفه آموزش و پرورش و روانشناسي يادگيري هدفهاي كلي يا غايتهاي پرورشي پذيرفته شده بهدست ميآيد. اين اهداف در تحليلي به اهداف جزئي و رفتاري تبديل ميشوند. هدفهاي عيني و رفتاري يكي از مهمترين منابع انتخاب و سازماندهي محتوا بهشمار ميروند.
به قول تايلر هدفها را بهصورتي بيان كنيد كه به انتخاب تجارب يادگيري كمك كند.
طبقهبندي اهداف آموزشي
طبقهبندي اهداف آموزشي بهزعم بلوم و همكاران ابتدا به سه حيطه تقسيم ميشود. حيطهشناختي، عاطفي و رواني – حركتي هدفهاي حيطهشناختي به نتايج عقلاني و شناختي
يادگيرندگان ميپردازد. هدفهاي حيطهشناختي با فعاليتهاي ذهني و فكري سروكار دارد. اهداف حيطه عاطفي با نگرشها، ارزشگذاري و فعاليتهاي عاطفي دانشآموزان مرتبط است. اهداف حيطه رواني- حركتي نتايج بهدست آمده يادگيرنده را باتوجه به مهارتهاي فيزيكي، جسمي شرح ميدهد.
نكته: قابل توجه اينكه در طبقهبندي اهداف آموزشي هدفهاي سطوح پايين، پيشنياز هدفهاي سطوح بالاتر محسوب ميشوند.
تايلر چهار طريق را در بيان هدفها بهوسيله معلمان نام ميبرد كه عبارتند از:
1- آنچه معلم انجام ميدهد، مانند ارائه نظريهي تكامل.
2- موضوعات، مفاهيم، تعليمات يا عناصر ديگر محتوايي كه در يك يا چند درس مطرح ميشوند.
3- طرحهاي كلي يا تعميميافته رفتار كه بهطور مشخص قلمرو و زمينه بروز رفتار معيني را نشان نميدهند.
4- واژهها يا اصطلاحاتي كه هم رفتار مورد انتظار در شاگردان را مشخص ميكند و همزمينه بروز آن رفتار معين را فراهم ميسازد.
نخستين صافي اهداف در الگوي تايلر فلسفه آموزش و پرورش ميباشد.(علي تقيپور ظهير، انتشارات آگاه)
هدفهاي آ.پ چگونه تعيين ميشوند؟
طرفداران آوپ پيشرفته كودك را اصيل ميدانند و مطالعات روي كودك براي كشف علاقههاي آنان را منبع اصلي تعيين هدفهاي آوپ ميدانند.
ماهيتگرايان معتقدند هدفهاي آوپ اساساً يادگيري (آموزش)اصولي است كه از ميراث گذشته انتخاب شدهاند.
جامعهشناسان معتقدند اطلاعاتي كه درنتيجه تجزيه و تحليل مسائل جامعه فعلي حاصل ميشود منبع اصلي انتخاب هدفهاي آوپ است. برهمين اساس بايد مشكلات جامعه كنوني از پيش مشخص و براساس آن مشكلات هدفهاي آوپ پيشبيني و تعيين شود تا بتوانند معلومات، مهارتها و نگرشهاي لازم را براي مقابله با مشكلات جامعه در يادگيرندگان بهوجود آورند.
فيلسوفان تربيت عقيده دارند ارزشهاي اساسي زندگي بهواسطه آوپ از نسلي به نسل ديگر از طريق مدرسه انتقال مييابد. فلسفه آوپ منبع اصلي انتخاب هدفها از نظر فيلسوفان تربيتي است.(علي تقيپور ظهير، 1376)
نظريه تعيين هدف(Goal settling theory)
اين نظريه حاصل مطالعات ادوين لاك ميباشد. تئوري مزبور بيانگر اين است كه قصد يا اراده فرد يا سازمان را كه بهصورت هدف تعيين ميشود، ميتوان بهعنوان منبع اصلي انگيزش بهحساب آورد. با اطمينان بالا ميتوان گفت هدفهاي خاص به عملكرد بالا ميانجامد. تحقيقاتي كه درباره نظريه تعيين هدف انجام شد بيانگر اين است كه هدفهاي هماوردطلب و چالشگر
بهعنوان منابع و نيروهاي محرك و ايجادكننده انگيزه بهحساب ميآيند. همچنين مشاركت كاركنان در امر تدوين هدف باعث كاهش مقاومت در مقابل هدفهاي مشكل و چالشگر ميگردد.(مورهدو گريفين، ترجمهي الواني و معمارزاده، 1384)
بنابراين نظريه ميتوان گفت: داشتن هدف روشن و از پيش تعيين شده، هدايتگر رفتار انسانهاست و موجب افزايش انگيزه و انرژي كار آنها ميشود.
تغيير هدفها
هدفهاي سازماني در معرض تغيير و تحول قرار ميگيرند، تغيير هدفها درنتيجه كار و تجربه با هدفها و تحت تأثير عوامل و نيروهاي داخلي و خارجي سازمان صورت ميگيرد. مثلاً هدفهاي برنامه تربيت معلم ممكن است پس از چند دوره، براثر ارزشيابي و بررسي عملكردهاي آموزشي فارغالتحصيلان تغيير كنند.
تغيير هدف، تحت تأثير نيروهاي داخلي سازمان، نتيجه تجربه با هدفهاي جاري سازمان است. اين تجربه هراندازه موفقيتآميز باشد احتمال بالا بودن سطح هدفها بيشتر است. برعكس، اگر اين تجربه قرين موفقيت نباشد، احتمال پايين آوردن سطح هدفها بيشتر ميشود.
2 نوع هدف داريم: 1- هدفهاي لفظي و 2- هدفهاي واقعي.
- عبارتها و اظهاراتي كه چيستي هدفها را بيان ميكنند هدفهاي لفظياند.
- نتايجي كه رفتار عملاً در جهت آنها هدايت ميشود هدفهاي واقعياند.
كراتوُل وپين(1907) از نظر برنامهريزي مواد درسي و سنجش و ارزشيابي آموزشي سه سطح براي هدفهاي آموزش و پرورش مشخص ساختهاند:
- سطح ملي
- سطح دورههاي آموزشي
- سطح درسي
در سطح ملي هدفهاي آموزش و پرورش جنبه مقصود نهايي را دارند و بهصورت كلي بيان ميشوند. در سطح دورههاي رسمي، مثل دورههاي دبستان، دبيرستان، دانشگاه، هدفهاي آموزشي مشخصتر و ملموستر بيان ميشود و در سطح درسي، هدف آموزشي بهصورت بسيار دقيق مشخص ميشود تا ميزان پيشرفت و نتيجه آموزش را دقيقاً ارزشيابي كرد.
هدفهاي آموزش و پرورش از نظر برنامهريزي:
- آرمانهاي جهاني آموزش و پرورش ... آرمانهاي ملي آموزش و پرورش- رسالت و مأموريت سيستم آموزش و پرورش.
- وظايف پارهسيستمهاي آموزش و پرورش- مقاصد اجرايي آموزش و پرورش- هدفهاي درسي.
آرمانهاي جهاني آ.پ: از مرزهاي سياسي و جغرافيايي فراتر ميروند، همه بشريت را فارغ از نژاد، دين، كلام دربر ميگيرند و متضمن رسالتي هستند كه آ.پ بايد در پايدار ساختن تفاهم صلح و امنيت، برابر ساختن فرصتها، استقرار حقوق و عدالت اجتماعي، گسترش
مرزهاي دانش و معرفت و پيشبرد بهسوي كمالات انساني در سراسر جهان برعهده گيرد. درست است كه برنامهريز بايد پايش در ميزان عمل و واقعيتها باشد ولي بايد سر را نيز در دنياي تفكر و انديشه بردارد، چشم به آينده دوزد و فراسوي مصالح حال و مقام، لااقل در راهي كه به سرمنزل مطلوب ميرسد قدم گذارد.
اگر آ.پ بهعنوان حق تلقي شود، برنامهريزان ملزماند كه امكانات مساوي آ.پ راحتي در دورترين نقاط براي همه پيشبيني و تمهيدات و تدابيري بينديشند كه سدهاي آموزشي از سرراه برداشته شوند.
آرمانهاي ملي آ.پ: از فرهنگ ملي ريشه ميگيرند و هدفهاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي ويژه هر كشور را دنبال ميكنند و از لحاظ بعد زماني دوررس هستند.
رسالت و مأموريت سيستم آ.پ: رسالت و مأموريت آ.پ از آرمانهاي ملي آ.پ منشاء ميگيرند و هدفهايياند كه نهاد آوپ بهخاطر آنها پديده آمده و برنامهريزي بهمنظور تحقق بخشيدن به آنها انجام ميشود. بهطور كلي سياست و رسالت آ.پ، مبين هدفهاي برنامهريزي آ.پ است و براساس آن هدفها و خطمشيهاي برنامه تعيين ميگردد از قبيل:
- خطمشيو سياست عمومي آموزشي مشتمل بر چگونگي ساخت و نظام آوپ، طول دوره تحصيلات همگاني، مختلط بودن آموزش در دورههاي مختلف، برابري فرصتها و راه يافتن به مدارج مختلف آموزشي.
- خطمشي اقتصاد آوپ مشتمل بر سهميه آ.پ، بودجهبندي فعاليتها و برنامهها، رايگان بودن آ.پ، سرمايهگذاري آموزشي.
- خط مشي توسعه آوپ مشتمل بر تعيين اولويتهاي دورهها و برنامههاي مختلف آ.پ، توزيع آ.پ، توزيع آ.پ، هماهنگي، برنامههاي توسعه ملي.
- خطمشي كيفي و فني آ.پ مشتمل بر چگونگي محتواي برنامههاي آموزشي، روانشناسي، تكنولوژي، نوآوري و ديگر جنبههاي فراگرد و توليد آ.پ.
وظايف پارهسيستمهاي آ.پ: مبين هدفهاي هستند كه هر يك از اعضا يا بخشهاي عمده سيستم آ.پ بهعهده دارد. مانند تعليمات ابتدايي و...(يحيي فروضات، انتشارات ويرايش)
بررسي نيازها در تدوين اهداف
شناسايي نيازها و تدوين اهداف از جمله اولين گامهايي است كه در فرايند برنامهريزي درسي مطرح است. هدفها به عامل وحدتبخش فعاليتها در نظامهاي آموزشي به افراد جامعه حائز اهميت است.
توجه به نيازهاي دانشآموزان در تعيين هدفهاي آوپ ناگزير اين بحث را ايجاب ميكند كه محيط خانه و اجتماع روز به روز بخش چشمگيري از وسايل رشد و تكامل تربيت كودكان و نوجوانان را فراهم ميكند.
بايد براي شناخت نيازهاي تربيتي يادگيرندگان، كه اساس تعيين هدفهاي آ.پ هستند، مطالعات لازم انجام گيرد و در تنظيم و تهيه برنامههاي مدارس مورد تأكيد قرار گيرد و در تنظيم
و تهيه برنامههاي مدارس مورد تأكيد قرار گيرد. بديهي است كه اين مطالعات شامل دو قسمت خواهد بود: 1- كشف وضع موجود يادگيرندگان. 2- مقايسه وضع موجود با هنجارهاي قابل قبول براي شناخت اختلالات يا نيازها.
براي اينكه تصوير روشني از نيازهاي كودكان و نوجوانان بهدست آوريد، بهتر است بررسي ويژهاي از نيازهاي دانشآموزان در مدرسه معيني، كه با آن بيشتر آشنايي داريد انجام دهيد و براي اين كار قبلاً رئوس موارد بررسي و نوع اطلاعاتي كه انتظار داريد دربارهي يك رشته از نيازهاي معين دانشآموزان بهدست آوريد تعيين و يادداشت كنيد و درنتيجه تحقيق را كه نشاندهنده نيازهاي ويژه دانشآموزان است منبع تعيين هدفهاي آموزشي آن مدرسه قرار دهيد.
علاوه بر بررسي نيازها، تحقيق براي كشف علاقههاي دانشآموز همنوع ديگري از مطالعه كودكان و نوجوانان است كه بيشتر مورد توجه قرار گرفته است.
تصوير آموزش و پرورش پيشرو، كه علاقههاي دانشآموز براساس و محور تعيين هدفهاي آ.پ ميداند و نظر عموم را بهسوي خود جلب كرده است، در اين خلاصه ميشود كه ابتدا علاقههاي كودكان شناخته شوند، كه ابتدا علاقههاي كودكان شناخته شوند، سپس اين علاقهها هستهي مركزي توجه آ.پ قرار گيرند.
استفاده از نتايج مطالعات دربارهي علاقههاي كودكان بهعنوان اساس تعيين هدفهاي آ.پ به شكل زير مطرح شده است:
آ.پ فرايند فعالي است كه متضمن كوششهاي جدي خوديادگيرنده است. اگر شرايط و موقعيتهاي مدرسه برمبناي علاقههاي يادگيرندگان تنظيم شوند در اينصورت است كه يادگيرندگان بهطور فعالي در آنها شركت ميكنند و درنتيجه نه تنها بهتر و آسانتر ياد ميگيرند بلكه راه صحيح روبهرو شدن با شرايط و موقعيتهاي جديد را نيز ميآموزند. بهعلاوه، عقيده بر اين است كه افزايش ميزان كارايي فرد در روبهرو شدن صحيح با موقيعتهاي كنوني، توانايي او را براي مقابله با موقعيتهاي جديد تضمين ميكند.(علي تقيپور ظهير، 1376)
نتيجهگيري
- برنامه درسي مجموعهاي مقاصد دربارهي فرصتهاي اشتغال افراد تحت تعليم با افراد ديگر و يا اشياء در محدودهي زمان و مكان معين ميباشد(ميل ولوي)
- هدفهاي برنامهريزي درسي اولين گام فرايند برنامهريزي درسي ميباشد(از نظر لوي)
- هدفها ضمن اينكه سازمان را به جامعه معرفي ميكند معيارهايي را براي ارزشيابي تعيين ميكنند.
- هدفها عامل وحدتبخش فعاليتهاي آموزشي بهشمار ميروند.
- تعيين هدفهاي قابل وصول و عملي، درنظر گرفتن وقت لازم براي تحقق هر هدف و متناسب ساختن هدفها با سن يا سطح رشد فراگيران از صافي روانشناسي ادگيري بهدست ميآيد.
- تعيين اهداف بهصورت دقيقتر و روشنتر سبب ميشود كه برنامهريز بتواند ملاكها و معيارهاي مفيدي براي انتخاب محتوا در اختيار داشته باشد.
- هدف نهايي برنامهريزي درسي تغيير الگوهاي رفتاري يادگيرندگان است.
- ايجاد فرصت مناسب يادگيري براي دانشآموزان از وظايف برنامهريزي درسي ميباشد.